سلام. تهران که بودم یه آگهی استخدام مرتبط با کارم برای شرکت پتروپارس توی روزنامه دیدم. رزومه فرستادم و زنگ زدند. مرخصیم رو تنظیم کردم و برای مصاحبه رفتم.
اون روز حسابی خوش تیپ کردم و رفتم دفتر شرکت توی سعادت آباد. یه ساختمون چند طبقه لوکس. وارد طبقه پنجم که محل مصاحبه بود شدم، روبروم محل کار پرسنل بود که با پارتیشن جا شده بود. به محض ورودم یه خانوم خوش تیپ میانسال از دور بهم نزدیک شد و بلند گفت خوش اومدی. حسابی جوگیر شده بودم و یه پس زمینه ای هم از بچه ها راجع به محیط بعضی شرکت ها توی تهران داشتم. (به قول معروف یه چیزی شنیده بودم) خانم خوش لباس موقع نزدیک شدن دستش رو به نشونه این که روی مبل بشینم دراز کرد و من به خیاله این که می خواد دست بده دستم رو دراز کردم.
خلاصه این خانم واسه ممانعت از ضایع شدنم باهام دست داد. وقتی تو اتاق داشتم مصاحبه می کردم صدای خنده پرسنل از سوتی که داده بودم داشت می اومد، جوری که خودمم خندم گرفته بود. البته احساس کردم این خانم و مابقی پرسنل قضیه رو به حساب سادگیم گذاشتن. حتی خانم مذکور موقع خداحافظی هم اومد و بدرقم کرد. (این دفعه دیگه باهاش دست ندادم)
به نظر خودم آفتاب مهتاب ندیدنم هم روی این قضیه بی تاثیر نبود. از محیط عسلویه (به قول بچه ها جزیره نرها) پاشی بیای و بری یه شرکت درجه یک توی تهران. معلومه که ظرفیت آدم نمی کشه..
بعد از اون دو دفعه بهم زنگ زدن ولی من که با حقوق عسلویه حسابی بد آموز شدم نتونستم با حقوق پیشنهادیشون کنار بیام.
